به یاد کودکانی که قربانی نادانی بزرگتر ها شدند
پدر و مادری که کودک درونشان هنوز مثل خر جفتک پرانی میکند و طفل معصوم خود را به کشتن می دهند ، هنوز هم می توانند پای طفل معصوم دیگری را به این دنیا باز کنند .درواقع اصل خریت تغییری نمیکند... !
+ نوشته شده در سه شنبه
1391/02/26ساعت 23:40  توسط پ الف
|
داستانی کوتاه
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته،
يهو ميبينه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خيلی شاكی ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!
ديگه پاک قاطی می کنه با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.
همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!
طرف كم مياره، ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده . خلاصه دوتایی واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه :
داداش... خدا پدرت رو بيامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت!
نتیجه اخلاقی
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
ببینید کش شلوارشان! به کجا گیر کرده...!
+ نوشته شده در سه شنبه
1391/02/19ساعت 23:35  توسط پ الف
|
تجربه ای پر سود !
تحریم خرید کالای گران جواب می دهد
تجربه نشان داده که گرانی در ایران مصداق این مَثَل است که می گوید " به مرگ میگیره تا به تب راضی شود " است .پس ما ملت چه توقعی از دولت و مجلس داریم .آنقدر دوست دارم آن ملتی را که با اتحاد و تحریم خرید فلان کالا باعث ضرر شرکت مربوطه و در نهایت کاهش قیمت ها می شود . البته ، دیگر شرکت ها هم می فهمند که بعد از آن نمی توانند با حمایت حاکمان قیمت ها را بالا ببرند، چون با اصل موضوع یعنی بودن یا نبودن مصرف کننده مواجه هستند!.البته نبود این فرهنگ شاید به دلیل نبود چنین آداب و رسومی از روزگاران قدیم در میان ایرانیان و حتما حتما حتما نبود رسانه ای واقعا مردمی است تا چشم و گوش مردم را نسبت به این گونه جریانات باز کند .تا کِی باید دنبال شخصی باشیم تا بیاید مشکل گرانی را حل کند ؟ زمان آن گذشته که برای حل مشکل گرانی دست به دامن دولت و مجلس شویم . بهترین راه تحریم خرید است .
+ نوشته شده در دوشنبه
1391/02/18ساعت 20:49  توسط پ الف
|
گذاربه رسم سامورایی
امروز (سه شنبه/12/ اردیبهشت/1391/ساعت14:23
) سوار تاکسی از خیابان حافظ می گذشتم ، در
چهار راه کالج صدای فریاد می آمد ، تعدادی از دانش آموزان کالج البرز همچو
قبیله های وحشی با خنجر سامورایی ، کارد سلاخی و کوله
ای پر از بار فرهنگی بر گرده در حال دعوای خیابانی بودند .
یکی وسط چهار راه در حال ذبح دیگری بود که البته یارانش او را نجات
دادند .سپس فقط دست هایی بود مسلح به سلاح سرد در میان جولانگاه ، سلاح هایی که هر چند تیز و
برنده نبود ، اما برقش سینه ی آسمان را می شکافت .
نمی دانم شاید این ماجرا قربانی
هم داشت .
در هر صورت گذار را می گذرانیم، اما به همان سختی که مورچه از دیوار
یخی بالا می رود .
+ نوشته شده در سه شنبه
1391/02/12ساعت 22:28  توسط پ الف
|